شرمگینم از روز های سپید جوانیت که به پایم سیاه شد .
شرمگینم از نگاه مهربانت که پرده پرده ، بدیهایم را پوشاند .
شرمگینم از لبخند زیبایت که هیچگاه نگذاشت ناراحتیت را درک کنم .
شرمگینم از دست های زیبای ظریفت که در گذر عمر، بهر من پینه بستند .
شرمگینم از موهای سیاهت که با شمار روز ها سفید گشتند .
شرمگینم از بودنم .
ببخش اگر کوچک ترین بودم در برابر عظمتت .ببخش اگر نگاهم تحمل نگاهت را نداشت که نگاهم آنچنان کوچک است که در برابر نگاهت خرد می شود ، می شکند و از هم می پاشد .
........ ببخش اگر ندانستم که بودی .
.................. ببخش اگر هنوز نتوانسته ام بفهمم .
چشمان اشک آلودم را ببخش اگر نتوانستم حتی یک بار سیر نگاهت کنم .
زبان توان وصف درونم را ندارد که زبان از جنس آدم است و دل از جنس خدا . چگونه شرح دهم که درونم از خجالت رویت چنان هرمی دارد که دل سنگم را نیز آب کرده است .
مادرم ، اگر تمام ثانیه های زندگیم را نیز به جبران این همه بزرگواریت صرف کنم باز هم نخواهم توانست تنها و تنها یک قطره ی اشکت را جبران کنم .
********** عاشقانه مي پرستمت مادرم **********
اين روزها تو هر كوچه و بازاري و تيتر اول هر روزنامه و خبرگزاري صحبت از اين است كه:
پودر ماشين لباسشويي كمياب شده است .....
قيمت برنج افزايش يافته است .....
قند و شكر ناياب شده است ....
چاي گران شده است.......
چند صباحي است كه ايران وفق مراد ايرانيان شده و بر حسب هر موردي از گراني كه پديد مي آيد يا به قول برخي مسئولين شايعه مي شود ! مردم در صف هاي طويل ، به بحثهاي كارشناسي كه جزيي از زندگي روزمره شان است مي پردازند و در مورد گراني هاي اخير ميزگردهاي پر ثمري انجام مي دهند.
يكي همچنان دنبال مقصر است ، ديگري گراني ها را شايعه مي داند، برخي ضعف دولت را عامل اين مسائل مي شمارند و برخي ديگر نظر متفاوتي دارند و عامل اين گراني ها را دشمني با دولتي ها ميدانند و هزاران اما و اگرهاي بی نتیجه ای كه مردم دهان به دهان در بين اين صفوف طولاني كه به درازاي جاده ابريشم است به گوش می رسد ...
در كشورجهان دومی كه نه البته ، جهان سومي كه تمام اقتصاد آن چه راستي باشد و چه چپي در خدمت يك ائتلاف است، قطعا اين ائتلاف بسيار قدرتمند خواهد بود و روز به روز نيز قوي تر مي شود و مردم آن تنها افراد همیشه درصحنه اي هستند كه همچنان بين چپ و راست سرگردان خواهند بود .
شما اگر با كساني طرف باشيد كه تنها بر مدار سياست ،قدرت و چرتكه اندازي هاي عادي و مادي ، تحليل مي كنندوتصميم ميگيرند كه اصطلاحا مذهبياند اما اهداف و طرز محاسباتشان با ماديون هيچ تفاوتي ندارد. چه خواهيد كرد ؟
در حالت اول بايستي چراغ روشن و آرام با آنها تعامل كنيد و تورم ساليانه اي كه از سوي آنها به مردم تحميل مي شود را بپذيريد تا هيچ تشنجي در بين مردم روزگذران پيش نيايد و همچنان اين ائتلاف با توجه به كسر منافع مردم سودجويي كنند و مردم هم به دور از واقعيات همچنان در پس تخيلات و توهمات ، براي يافتن لقمه روزانه همديگر را مورد عنايت قرار دهند .
درحالت دوم با توجه به اهداف وعقايد و حفظ بيتالمال جلوي آنها را بگيريد و به آنها باج ندهيد و بيتالمال را حفظ كنيد كه قطعا با واكنش از سوي اين گروه مواجه خواهيد شد و جو عليه تان به گونه هاي مختلفي متشنج مي شود كه به نوعي خودكشي خواهد بود چرا كه حافظه عمومي ضعيف است و بيشتر مردم به علت سطح آگاهي ، سطحي نگري ، شرايط اجتماعي و فرهنگي كه دارند و بر حسب وقايع تاريخي با اندك تغيير و فشاري جهت عوض خواهند كرد و شما را تنها خواهند گذاشت .
پس چه بايد كرد ؟
بايد تظاهر كرد كه هيچ اتفاقي نيافتاده ! همه چيز خوب است ! همه چيز عادي است و هيچ مشكلي نيست ولي به واقع ، منافع بيت المال چپاول شود كه در عوض آن هيچ تشنجي نشود و يا اينكه بياييم و جلو اين ائتلاف بايستيم و آن را سرنگون كنيم كه البته قطعا فشار هايي بدين سبب به جامعه تحميل خواهد شد كه ممكن است افكار عمومي اين سياست را نپذيرند و تبعاتي را به دنبال داشته باشد . براستي كداميك . . . .
امروزه ارزشها و هنجارهاي ما تغيير كرده و ارزش گذاري ها عوض شده ، چه اتفاقي ممكن است در كشوري افتاده باشد ، كه درسالهاي نه چندان دور مردمان آن اگر يك عدد نان داشتند به نصف آن قناعت مي كردند و نيمي ديگر را به جبهه ها مي فرستادند اما اكنون همان مردم براي تهيه چاي كه بطور حتم در زمان قحطي اين محصول هيچ گرسنه اي به سبب آن نخواهد مرد اينقدر انبار مي كنند تا مبادا همسايه شان در اين زمينه از او پيشي بگيرد ! چه شده است كه مردم ديگر هم نوعي را در كنار خويش احساس نمي كنند ؟
مقصر اصلي مشكلات خودمانيم ، اين ما هستيم كه قدرت تصميم گيري و قدرت تشخيص را گم كردهايم تا بتوانيم در مسير صحيح حركت كنيم و اين مشكل به دليل كم كاري هاي دولتمردان ما در زمينه مدیرت فرهنگي برايمان ايجاد شده است .
بطور حتم با روي كار آمدن چپي و راستي هيچ اتفاقي نخواهد افتاد و فقط روبناي ساختمان عوض مي شود ، داخل آن هيچ تغييري نخواهد كرد و هيچ دولتمردي با روي كار آمدن محدود زماني نخواهد توانست جلوي اين نوع ائتلاف ها را بگيرد .پس تنها يك راه باقي مي ماند و آنهم با بالا بردن سطح فرهنگ ، جامعه به ديد درست و واقع بينانه رهنمود شود که با بالا رفتن سطح فرهنگ باعث ايجاد تحول در سياست و اقتصاد شويم و اين مردم باشند كه براي خود تصميمگيري كنند، تا اينكه به جاي احتكار در مقابل، گراني ها را تحريم كنيم و اینکه به جز منافع خود به منافع ملي توجه كنيم و همنوعانمان را در جامعه در كنارمان احساس كنيم و نقابهايمان را از چهره ها برداريم و خودمان باشيم و این امر محقق نخواهد شد مگر به خواست مردم از دولتمردان و توجه عملی دولتمردان به مهندسی فرهنگی .
يادمان باشد كه دنيا محل گذر است .
شعر ترجمه شده اي،كه كانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده .
توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده :
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم
وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم
و تو، آدم سفيد
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي
وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي
وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي
و وقتي مي ميري، خاکستري اي
و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟
شايدبراي همه ايرانيان جالب است بدانند كه رژيم صهيونيستي كه روزانه دها خبر و كشتارشان در كشور ما موج مي زند و حافظه عمومي را به خودش جلب مي كند چيست؟ چگونه تشكيل شده است ؟
فكر كردم بد نيست براي معدود دفعات بياييم و با اطلاعات كافي و مفيد ، خودمان قضاوت كنيم ....
صهيونيسم(Zionism) نام يك جنبش ازكوه صهيون “آرامگاه داود نبى" گرفته شده كه دربيتالمقدس قرار دارد. يـهوديان كـه پـس از ويرانى اورشليم در سال 70 ميلادى بـه دست روميان ، در سراسر جهان پراكنده شده بودند.در طول تاريخ ، به ويژه در كشورهاى مسيحى،بهعنوان يك اقليت دينى و گاه نـژادى شكنجه وآزار ميديدند به همین دليل، درطول قرنهاى دراز همواره وعده بازيافت «ارض موعود»، چنانچه موسى (ع) آنان را بدان رهبرى كرده بود، در خيالشان زنده بـود. صـهـيـونـيـسـم جديد صورت دنيوى وملت پـرسـتانه اى از يهوديت اصلى است.
در اواخر قرن 19 با انقلاب فرانسه وضع يهوديان در اروپاى غربى بهبود يافت اما در اروپاى شرقى تغييرى حاصل نشد و بيشتر يهوديان در روسيه و يا لهستان وضـع دشوارىداشتند. درسال1897 با تشكيل «نخستين كنگره جهانى صهيونيست » در شهـر بال (بـازل) سوئيـس ، صهيونيسم به صورت نهضت سياسى سرتاسرى در اروپا در آمد و تئودور هرتسل1860 ـ 1904رهبرى نهضـت را در دسـتگرفت. هرتسل درجزوه اى كـه در سال 1896 تـحـت عـنـوان (كـشور يهوديان) منتشر کرد،خواستار تشكيل كشورمستقل يهودى در فلسطين شده بود.
در آغـاز در فـلسـطـيـن كـه كـشـورى عرب نشين تحت حاكميت امپراتورى عثمانى (تركيه ) بود، مـهاجران صهيونيست ، در زمين هاى خريدارى شده سكونت كردند. از همان ابـتـدا براى رهبران نـهضت صهيونيسم واضح بود كه تصرف زمين براى تحقق روياهايشان امرى ضروري است .
هرتسل در سـال 1901 در سـازمـان جهانى صهيونيست شركتى به نام «كرن كايمت» (صندوق ملى يهود) تشكيل داد تا براى سكنا گزينان يهودى زمين بخرد. بر اساس منشور اين سازمان، صندوق مى بايست در فلسطين ، سوريه و ديگر مناطق عثمانى (تركيه ) واقع در آسيا و شبه جزيره سينا، زمين خريدارى كند و آن را به عنوان دارايى انتقال ناپذير مردم يهود حفظ كند.
عقيده هرتسل اين بود كه با تصرف زمين مي تواند به آرزوي ديرينه اش كه همانا ايجاد كشوري مستقل است جامه عمل بپوشاند كه در اين امر انگلستان حامي بزرگ آنها بود .
پـس از مـرگ هـرتسل در سال 1904 خائيم وايزمن(Chaim Weismann ) رهبرى اين حـركـت را بـه عـهـده گـرفـت.
وايـزمـن شـيمىدان بـود و در طـول جـنگ جـهـانى اول براى دولت انگلستان تحقيقات نظامى مىكرد و در نيروي دريايي انگلستان به استخدام درآمده بود.
سرمارك سايكس كـارشناس انگليسى امور فلسطين، صهيونيسم را ابزار توسعه نفوذ انگلستان در خاورميانه مى دانست. جـنـگ جهانى اهميت نفت را نشان داده بود و انگليس قصد داشت كه يك لوله نفتى از حوزههاى نفتى عربى واقع در غرب حيفا تا اروپا بكشد. در سال 1916 سايكس موفق شد، قرار دادي منعقد كند كه طي آن به انـگـلستان حق مى داد كه بندرى در حيفا بسازد و خواستار تسلط مشترك انگلستان و فرانسه بر فـلسـطـيـن بـود.
در آن روزهـا فلسطين كشورى بود با حدود 58 هزار نفر عرب و 30 تا 60 هزار يهودى كه همه آنها صهيونيست نبودند.
در 22 ژوئيـه 1922 جـامـعه ملل ، بنا به درخواست انگستان به انگلستان در اداره فلسطين حكم قـيـمـومـيـت داد. كه طي آن حق تعيين سرنوشت مردم فلسطين از بين رفت. در سـال 1920، سـازمـان جـهـانـى صهيونيست ، صندوق بنياد فلسطين را تاسيس كرد تا بودجه ميزان خريد املاك توسط يهوديان در سرزمين هاى فلسطيني را تامين كند.
سكنـا گزينان صهيونيـست نيرويى به نام هاگان (نـيـروى دفـاع از خـود) تشكيل دادند تا مامور حفاظت از زمين هايشان باشد. در اوايـل دهـه 1930 زمانى كه احساسات ضد يهود در آلمان رشد مى كرد، دولت انگلستان سطح مهاجرت يهوديان را به فلسطين افزايش داد و در نتيجه تعدادشان در فلسطين تا 40درصد افزايش يافت. بـا تـوجـه به افزايش جمعيت، انگلستان اجازه داد كه املاك جديد و زيادترى خريدارى شود.
آژانـس يـهـود در فـلسـطـيـن تـحـت قيموميت انگليـس ، بـه كـشـورى در درون كـشـور ديـگـر تبديل شد و علاوه بر مالكيت اراضى متعدد در مقياس وسيع ، بودجه كشاورزى را نيز تامين كرد و داراى تاسيسات تجارى و صنعتى شد كه اين امر در سال 1936 موجب شورش اعراب عليه انگلستان شد.
اعـراب امـيـدوار بـودنـد تا از طريق نهضتى كه بيشتر به روستائيان متكى بود، بر انگلستان فـشـار وارد آوردند تا مساله مهاجرت يهوديان و خريدارى اراضى را متوقف كند.
در سـال 1937، گـروه نـظـامـى جـديـدى بـه نـام(سـازمـان نـظـامـى مـلى) توسط يهودي ها تـشـكـيل شده بود كه هدف آن استفاده از نيروى علنى بيشتر عليه اعراب بود. به عنوان نمونه ، اين سازمان در بازارهاى عرب بمب گذارى مى كرد.
ايجاد كشوري بنام اسرائيل
در 14 مـه 1948 يهوديان اين كشور به فرماندهى «ديويد بن گورين» رسماً مـوجـوديـت حاكميت خود را به نام «اسرائيل » اعلام كردند. چند ساعت پس از اين اقدام ، آمريكا و شـوروى بـه تـرتـيـب ايـن رژيم را به رسميت شناختند، و آژانس يهود صدور اعلاميه تاسيس كـشـور اسـرائيل از قطعنامه 181 سازمانملل به عنوان سند شناسايى حق مردم يهود در استقرار كـشـور مـسـتـقـل خـود نـام بـرد.جالب اينكه در ايـن اعـلامـيـه مـرز مـشـخـصـى را بـراى اسـرائيـل در نظر نگرفته بودند !
عـلاوه بـر قـطعنامه 181، آژانس يهود در ادعاى خود نسبت به فلسطين به حق تعيين سرنوشت و مالكيت باستانى اين سرزمين اشاره مى كرد و يهوديان جديد را جانشين عبريان باستانى قلمداد مى كرد.
بـه دنـبـال ايـن مساله غروب همان روز، چهار كشور عربى : مصر، سوريه، اردن و لبنان به دولت نـوظـهـور اسـرائيـل اعـلان جـنـگ دادنـد و ايـن اوليـن جـنـگ خـونـيـن اعـراب و اسرائيل بود.
از سـويى نـفـرت شـديـد افـكـار عـمـومـى جـهـان از مـسـائل خـونـين فلسطين رژيم تازه متولد شده صهيونيست ها را در انزوا قرار داد؛ و اين رژيم را به سوى امريكا كه از اواخر دهه 1940 جايگزين استعمار پير بريتانيا شده بود نزديك مي كرد.
صهيونيست هاى مـقـيـم امـريـكـا، نـيـز فـعـاليـت هـاى خـود را تـشديد و بـر ضـرورت تـشكيل دولت يهود تاكيد كردند. در 29 نـوامـبـر 1947، آمريكا و شوروى طى يكى از نادرترين توافقات خود طرح تجزيه خاك فلسطين را به دو بخش يهودى و عربى پياده كرده و از سازمان مـلل خـواسـتـنـد كـه ايـن طـرح را بـه تـصويب برساند؛ بدين معنى كه قيموميت انگليس در مورد فلسطين تا اول اوت 1948به پايان رسيده و اين كشور به دو بخش يهودى و عربى تقسيم و بيت المقدس نيز منطقه بين المللى اعلام شود.
تصويب طرح تجزيه خاك فلسطين در همان تاريخ خشم و نفرت جهان اسلام را بيش از پيش بر انگيخت و تظاهرات خونينى عليه آمريكا و شوروى به ويژه عليه صهيونيست ها در بيت المقدس ، يافا، حيفا و چند شهر ديگر فلسطين و كشورهاى اسلامى ديگر برپاشد.
در 8 دسـامـبـر 1947 جـامـعـه عـرب طـى نـشـسـتـى ضـمـن اعـتـراض بـه اقـدام خـائنـانه سازمان مـلل ، تـصـمـيـمـاتـى بـراى رويـارويـى بـا صهيونيست هـا اتـخـاذ كـرد. در سـال 1948 جـنـگـنـده هـاى مـصـرى ابـتـدا تـل آويـو پـايـتـخـت اسـرائيـل را بـمـبـاران كـردنـد و نـيـروهـاى زرهـى لبـنـان از شمال ، سوريه و اردن از شرق و مصر از غرب به سوى فلسطين به راه افتادند.
در روزهـاى نخست جنگ نيروهاى اردن موفق به اشغال بخش عمده اى از بيت المقدس شدند شوراى امنيت كـه ادامـه جـنـگ را بـه ضـرر صـهـيـونـيـسـت هـا مـى ديـد در 2 ژوئن سال 1948 در حالى كه 19 روز از جنگ مى گذشت، خواستار آتش بس شد. صهيونيست ها بعد از ايـن آتـش بـس بـا حـمايت آمريكا و چكوسلواكى شروع به تجهيز قواى نظامى خود كردند، و در سـپـتـامـبـر هـمـان سـال يـعـنـى سـه مـاه بـعـد، آتـش بـس را نـقـض كـردنـد و در داخل فلسطين ، منطقه «عك»، جايى كه هزاران عرب از حـيـفـا و نـقـاط ديـگـر بـه آنـجـا پـنـاهـنـده شـده بـودنـد را بـه گـلوله بـسـت .
اعـراب در جـنـگ دوم بـه عـلت فـقـدان فـرماندهى واحد و عدم هماهنگى هاى لازم نتوانستند به طور مطلوب پايدارى كنند و در نتيجه جنگ اعراب و اسرائيل در شرايطى كه 6 هزار كيلومتر مربع از ارضـى بـه اشـغـال صهيونيست هـا در آمـده بـود بـا ميانجيگرى سـازمـان ملل به پايان رسيد.
در بـهـار سـال 1949، اسرائيل موافقت نامه هاى جداگانه متاركه جنگ ( نه قراردادهاى صلح) با مـصـر، لبنان ، ماوراء اردن و سوريه منعقد كرد. اما اين موافقت نامه ها پايدار نماند و حمله هاى اسـرائيـل هـر چـنـد وقـت يـكـبـار بـه قـسـمـتـى از ايـن كـشـورهـا صـورت مـى گـرفـت.
به اين ترتيب در اين جنگ نزديك به يك ميليون ، فلسطينى آواره و به كشورهاى عربى منطقه پـنـاهنده شدند و هزاران نفر از سربازان طرفين كشته و زخمى شدند و صهيونيست ها توانستند بر 78 درصد كـل خـاك فـلسـطـيـن مسلط شوند . از سوى ديگر مهاجرت يهوديان به فلسطين اشغالى افزايش يافت و در سال 1951 به اوج خود رسيد.
بـر اثـر جـنگ و همچنين ترور و كشتار فلسطينى ها و فرار آنان از سرزمين آبا و اجدادى مساله آوراگـان فلسطين به وجود آمد و اين مساله همچنان زمينه جنگ هاى بعدى يعنى 1956و 1973 اعـراب و اسـرائيـل را فـراهـم آورد. آوراگـان فـلسـطـيـنـى با به وجود آورد”سازمانآزاديـبخش فلسطين “ و چندين سازمان چريكى و دسـتـه هـاى مـخـفـى و شـبـه نـظـامـى از 1967 جـنـگـى سـخـت و بـى امـان را بـا اسـرئيـل آغاز كردند.
اما شايد يك سوال ذهن مردم ايران را مشغول كرده كه چرا ايران قبل از انقلاب اسلامي حامي كشور غاصب اسرائيل بود ولي بعد از انقلاب اسلامي اين كشور را به رسميت نمي شناسد ؟
اين سوال را مي توان با در نظر داشتن 3 بعد پاسخ داد :
بعد اعتقادات و ديني :
اسلام هميشه حامي مستضعف و مستضعفين بوده و در مقابل ظالم و ستمگر ايستاده است . ايران كه بزرگترين كشور شيعه در جهان محسوب مي شود به تبعيت از دين اسلام و ائمه و با اعتقاد به ظهور منجي عالم بشريت كه براي مقابله با ظالم و حمايت مظلوم خواهد آمد هميشه بايستي با اقتدا به امام عصر ( عج ) پشتيبان مردم مظلوم فلسطين باشد .
بعد فرهنگي :
شايد در دوره پهلوي خواستار نزديك تر شدن به جوامع غربي بالاخص آمريكا بوديم اما با انقلاب اسلامي ايده آل ها ، خواسته ها و الويت ها تغييركرد و فرهنگ اسلامي الويت قرار گرفت . با وجود اين كه اثبات شده كه كشورهاي همسايه قطعا در فرهنگ و آداب و رسوم يكديگرتاثيرمستقيمي دارند با بودن اسرائيل به جاي كشوري اسلامي ،قطعا مشكلات اجتماعي و فرهنگيمان دوچندان خواهد شد .
همچنین با تسلط ابرقدرتها در منطقه خاورمیانه قطعا خطری جدی برای کشورهای در حال توسعه خواهد بود .
بعد سياسي :
استعمارگران براي تامين منافع خود در نقاط مختلف جهان اعمال نفوذ مي كنند و از منابع آن كشور براي رفاه كشور خود بهره مي برند . انگليس و آمریکا در فلسطين براي بدست آوردن نفت اعمال نفوذ می کنند و چه بسا كه بعد از فلسطين خواستار رسيدن به نقطه عطف جهان ( ايران ) باشند ،بنابراين اگر منافعشان در فلسطين تامين نشود ،ديگر به اهداف بلندتري فكر نخواهند كرد و بدين ترتيب ما مي توانيم كه جنگ را به خارج از مرزهايمان بكشانيم .
اين روزها اين حرفها رو زياد مي شنويم ....
چرا خدا دعاهایم را مستجاب نمی کند؟چندین سال است خدا را صدا می زنم پس کجاست؟؟؟ خدا گفته: صدایم کنید تا جوابتان دهم..... چقدر؟؟ چند سال؟؟
مردی گفت: ای امیرالمؤمنین تو قبله ما هستی هنگامی که به بیراهه میرویم و تو نور هستی آن زمان که در تاریکی قرار میگیریم. ولی از تو درباره این سخن خدا میپرسم که فرمود: «مرا بخوانید تا خواسته شما را بر آورده سازم» چه شده است که ما خدا را میخوانیم، ولی جواب داده نمیشود؟!
حضرت علی (ع) فرمودند: همانا قلبهای شما با هشت خصلت خیانت کرد.
نخست این که شما خدا را شناختید، ولی حقش را همانگونه که واجب کرده است، ادا نکردید. از این رو این شناخت برای شما سودی نداشت.
دوم این که شما به فرستاده خدا ایمان آوردید، ولی به روش و سیره وی عامل نبودید و شریعت وی را از بین بردید. پس فایده ایمان شما چیست؟!
سوم این که شما قران را خواندید، ولی آن را به کار نبستید. گفتید چشم اطاعت می کنیم، ولی مخالفت کردید.
چهارم این که گفتید از آتش جهنم میترسید، ولی هر لحظه با انجام گناهان به آن نزدیک شدید. پس ترس شما کجاست؟!
پنجم این که گفتید مشتاق بهشت هستید و حال آن که هر لحظه کاری میکنید که شما را از آن دور میسازد. پس اشتیاق شما کجاست؟!
ششم این که از نعمت های الهی بهرهمند میشوید، ولی شکر آنها را به جای نمیآورید.
هفتم این که خداوند به شما فرمان داد با شیطان دشمنی کنید و فرمود: «همانا شیطان دشمن شماست پس او را دشمن خود بدانید» ولی شما بدون مخالفت با او دوستی کردید.
هشتم این که تنها عیوب مردم را میبینید و از عیبهای خویش غافل هستید. شما در حالی که خود به سرزنش کردن سزاوارترید، دیگران را ملامت میکنید.
با این اوصاف کدام دعای شما مستجاب شود؟! شما درها و راههای دعا را به روی خود بستهاید از خدا پروا داشته باشید و کارهایتان را درست کنید و باطن خویش را خالص سازید و امر به معروف و نهی از منکر کنید تا خداوند دعاهای شما را مستجاب کند.



