سلام
با شعله ور شدن شورانتخاباتی میبینیم روی دیوارها اسامی نوشته شده، مهرداد ...، علیرضا...مجتبی .... اصغر.... و غیره اما تفاوتی که انتخابات این دفعه با دفعه های قبل بیشتر به چشم می خوره اینه که تبلیغات وسیع و رنگارنگ جاشونو به تبلیغات ساده و کم حجم تری دادند که بعضا کاندیده ها روی جعبه های مقوایی اسامیشونو نوشتن! البته خدا پدر مسبب شو بیامرزه که حداقل از این همه هزینه جلوگیری کرد و الا که همچنان هر شب رفتگرهای زحمتکش با کارتک و جارو تا صبح کلی کاغذ رو روانه سطل آشغال می کردند.
صبح که میومدم تو راه تبلیغات رو که دیدم، به ذهنم خطور کرد این همه جبهه یهویی چطوری تولید شد از زمان جنگم تعداد جبهه ها بیشتر شده، طوریه که آدمو می بره سالهای 63 تا 68 :).
راستی، چرا یه کدوم از این جبهه ها یا از این نماینده های مستقل نمیان بگن که میآیم تا از حجاب حفاظت کنم، میایم تا فضای فرهنگی رو سروسامون بدیم، برنامه داریم برای کمتر مصرف شدن لوازم آرایش در جامعه، برنامه داریم برای کوتاه تر نشدن مانتوها در جامعه، برنامه داریم برای نازکتر نشدن لباسها و برنامه داریم برای گشادتر شدن مانتوها و تیشرتها و ....
شاید می خوان از هیچ رایی چشم پوشی نکنند!!! :)
همیشه سوالی برایم بوده، واقعاً کاندیداها برای رضای خدا به صحنه می آیند!؟ واقعاً هدفشان بهتر شدن جامعه است؟ واقعاً اگر برای خدا کار میکنند نباید حقوق و مزایای خودشان را به حداقل برسونند تا درد دل مستمندان و ضعیفان را بفهمند؟
البته که حقوق و مزایای مادام العمر را همه دوست دارند ....
نمی دونم اگه نمایندگانی (از بین به اصطلاح بد و بدتر) با رای من برن تو مجلس، بابت حقوقی که می گیرند، فردای قیامت من هم مواخذه خواهم شد یا نه؟!!!
|
+| نوشته شده توسط
حامد شاطری در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391
|