تبليغاتX
مديريت فرهنگي
مقالاتي در مورد مديريت فرهنگي

جبرئیل به امر قادر لم یزلی               بر لوح فلک نوشت با خط جلی

شد بازدر رحمت خدای ازلی              در روز ولادت حسین بن علی(ع)

ولادت حسین بن علی (ع) بر تمام عاشقان حسینی تهنیت باد.

 

نوشته شده توسط حامد در ساعت 16:31 | لینک  | 

هنگامي که يک کشور از يک مرحله وارد مرحله بهتري مي‌شود توسعه اقتصادي دچار بحران مي‌شود و مردم احساس رفاه بيشتر مي‌کنند كه کمتر تن به کار مي‌دهند ، از سوي ديگر ممکن است مصرف آنقدر بالا رود که بازار توليد را کاهش دهد در نتيجه توسعه جاي خود را به جمع‌آوري ثروت مي‌دهد. اگر کشوري در مقابل اين وسوسه‌ها مقاومت کند، به توسعه دست نخواهند يافت و در غير اين صورت تنها موفقيت‌هاي کوتاه مدت دست خواهد يافت.

توسعه يا عدم توسعه از خارج به کشورها تحميل نمي‌شود بلکه اين خود کشورها هستند که بر اساس فرهنگ، اعتقادات و شرايط اجتماعي‌شان توسعه يا عقب‌ماندگي را انتخاب مي‌کنند.

فرهنگ موافق توسعه = مدرن

فرهنگ مخالف توسعه = سنتي و قديمي

1-  غني‌ترين منبع ارزش‌ها، مذهب بوده است (توجه به زندگي فقرا و اغنيا بطور يکسان) هنگامي که ثروتمندان موفقيت خود را موهبت الهي بدانند آنگاه، هم فقرا، و هم ثروتمندان براي بهبود وضعيتشان انگيزه‌هاي قوي دارند.

در کل مذاهب عمومي ارزش‌هايي را توسعه مي‌دهند که در برابر توسعه اقتصادي مخالفت مي‌ورزند.

هنگامي که يک مذهب عمومي برتر رايج است، توسعه اقتصادي مشکل است، زيرا فقرا فقر خود را توجيه‌پذير مي‌دانند و ثروتمندان احساس گناهکاري خواهند کرد.

در حاليکه مذهب خاص، ارزش‌هايي که براي توسعه اقتصادي مناسب است را گسترش مي‌دهند.

2-  اعتماد به افراد، به توسعه کمک مي‌کند (جامعه بايستي ريسک‌پذير باشد)

فرمانبرداري محض صورت مي گردد و فرد تحت شبکه‌اي از کنترل‌هاي مختلف قرار مي گيرد.

3-  محرک‌هاي اخلاقي: رفع نياز ديگران از طريق توانايي خويش و رفع نياز خود از طريق توانايي ديگران. روابط تنگاتنگ، قوانين اخلاقي، روحيه فداکاري و ايثار، تطابق با ضوابط و قوانين وجود دارد

دو جهان وجود دارد:

1-جهان عالي با بالاترين استانداردها كه در آن قانون اجرا مي‌شود.

2-جهاني از بي‌اخلاقي‌هاي مخفيانه و رياکاري كه هيچ ارتباطي با قوانين ندارد.

4-  ثروت شامل آنچه که وجود ندارد است، توليد چيزهايي که در آينده بوجود مي‌آيد.

ثروت يعني هر آنچه که وجود دارد مثل زمين و هر آنچه از زمين مي‌رويد.

5-  لزوم رقابت جهت رشد و پيشرفت در تمامي بخش‌هاي جامعه به چشم مي خورد.

رقابت، محکوم به نوعي تجاوز و ستيزه‌جويي است.

6-   عدالت دربرگيرنده منافع نسل‌هاي آتي است.

عدالت مربوط به کساني است که اکنون زنده هستند. يعني تمايل به مصرف کردن نه پس‌انداز نمودن.

7-  کار بسيار باارزش است و کارآفريني در اين جوامع صورت مي‌گيرد.

کار، ارزش بالايي ندارد و کارآفريني در اين جوامع با شک و ترديد توأم است.

8-  ذهن خلاق باعث نوآوري مي‌شود و نوآوري نيروي توسعه اقتصادي است.

مانع نوآوري مي‌شوند.

9-  تحصيل کردن به گونه‌اي است که به افراد براي کشف حقايق کمک مي‌کند.

تحصيلات فرايندي است که تفکرات رايج را تغيير داده و افراد تابع و دنباله‌رو تربيت مي‌کند.

10-     جوامع توسعه يافته به آينده‌اي قابل حصول مي‌انديشند و آن را برنامه‌ريزي و کنترل مي‌کنند.

فرهنگ‌هاي سنتي، تمجيد گذشته است و اگر هم برآينده تمرکزکنند تأکيدشان بر آينده بسيار دور است.

11-     قدرت نزد قانون است. هنگامي که قانون تثبيت شد، جامعه بر مبناي عقلانيت به وظايف خود عمل مي‌کند.

قدرت حاکم همان قدرت خدايي تندخو و غيرقابل پيش‌بيني است و مردم بايستي تلاش کنند که رضايت قدرت حاکم را فراهم کنند که چنين جوامعي از ناپايداري ذاتي رنج مي‌برند.

12-     زندگي چيزي است که ما باعث رخ دادن آن مي‌شويم.

زندگي چيزي است که براي ما رخ مي‌دهد يعني ما در برابر آن تسليم هستيم.

13- جهان از طريق خلاقيت و تلاش افراد به آرامي به سمت يک مدينه فاضله حرکت مي‌کند.

فرد خواهان آن است که به سرعت به مدينه فاضله برسد، که اتفاقاً دور از دسترس است و باعث نوعي تعصب و بدبيني ميشود.

14- خوش‌بين فردي است که مي‌داند هر آنچه که براي رضايتمندي ديگران لازم است بايد انجام دهد.

خوش‌بين فردي است که انتظار دارد شانس، خدايان و اراده‌اي نيرومند به او خير و برکت برساند.

15- دموکراسي يعني قدرت سياسي در ميان تمامي اقشار منتشر شده و قانون حرف اول را مي‌زند.

ميراث‌دار سنت استبدادي هستند و قدرت مطلق بر مردم حکومت مي‌کند.



 

                                                                                                                       

نوشته شده توسط حامد در ساعت 11:23 | لینک  |